تبليغاتX
سماع قلم

سماع قلم

خوشنویسی

بهرام برومند پایه گذار خوشنویسی دین دبیره {خط دینی زرتشتیان}

 

چندی پیش نشستی دوستانه با بهرام برومند ، بنیان گذار خوشنویسی دین دبیره (خط دینی زرتشتیان) داشتیم. امید اینکه این مطلب برای مخاطبان در خور توجه باشد .

*************************

 

آقای برومند بفرمایید خوشنویسی را از چه زمانی آغاز کردید؟

 

درواقع فعالیت من ازسال 1367 با شرکت درکلاسهای انجمن خوشنویسان ایران آغاز شد. من با گذراندن دوره های متوسط ، خوش ، عالی ، ممتاز و فوق ممتاز توانستم با خوشنویسی کلاسیک ِخط فارسی، مثل نستعلیق، آشنایی پیدا کنم. در مقطع خط دوم هم نسخ را انتخاب کردم که بعد ها به من در این کار خوشنویسی دین دبیره خیلی کمک کرد . البته من خوشنویسی و نقاشی را باهم شروع کردم و مثل همه تازه کاران نقاشی برایم جذاب تر بود ولی یاد دارم که روزی استادم به من گفت که در نقاشی به جایی نمی رسی و بهتر است خط را ادامه دهی . (که نظر ایشان واقعا او درست و پی برده بود!!!)

 

تاثیر گذار ترین استادانتان چه کسانی بودند؟

 

استاد امیر فلسفی در خط نستعلیق و در خط نسخ و ثلث هم افتخار شاگردی استاد موحد را داشتم .

 

چطور شد که به خوشنویسی دین دبیره و خطوط کهن روی آوردید ؟

 

در خوشنویسی بخشی به نام کتابت وجود دارد که از دوره عالی و ممتاز آغاز و در فوق ممتاز پی گیری می شود و در آن متون قدیمی را با قلم کتابت مشق می کنیم . من در این مرحله بود که وارد رشته فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه شدم و کم کم دست نویس های باقیمانده از خط فارسی میانه ، پهلوی  و رونوشت های اوستا را برسی کردم . پی بردم  این کتب زرتشتی سطح خوبی از خوشنویسی را دارا می باشند که احتمالا نسل به نسل توسط موبدان و موبدزادگان ، هیربُدان و دستوران  منتقل شده است ومن هنگام رونویسی کردن این اصول را می دیدم. چون تا به حال در زمینه خوشنویسی این خطوط ِ کهن کاری علمی نشده بود ، پایان نامه ام را به این موضوع اختصاص دادم و در این راه خانم دکتر کتایون مزدا پور و دکتر زرشناس راهنمای من بودند .

 در نهایت توانستم یک طبقه بندی برای سبک  ِ دست نویس ها ترتیب دهم و از نظر شیوه کتابت آنها را دسته بندی کنم و سعی کردم در این کار قواعد خوشنویسی آنها را نیز بیان کنم .

 

پس اولین کار حرفه ای و در واقع سابقه شما در این کار از پایان نامه تان آغاز می شود ؟

 

البته در اواسط کار ِ پایان نامه بود که برپایی چند نمایشگاه خط در این زمینه به من پیشنهاد شد . اولین آنها در بزرگداشت سه هزار سال فرهنگ زرتشتی بود که روز اول  در تالار فردوسی دانشگاه تهران و روز بعد هم در آدریان تهران نمایشگاه داشتم.

 

 

استقبال دیگران از این کار شما چگونه بود و مخاطبانتان بیشتر چه گروهی بودند؟

 

استقبال خوبی شد و این امر دور از انتظار نبود چراکه تا به حال روی این زمینه ،  کار حرفه ای انجام نگرفته بود و بیشتر به مقوله دستور زبان و ادبیات گذشتگان توجه شده بود.

به نظر من مخاطبان این آثار را می توان به سه گروه تقسیم کرد :

دسته اول دانشجویان ، اساتید ِرشته فرهنگ و زبانهای ایران باستان و علاقمندان به این زمینه بودند که به دلیل پیش زمینه های زبانشناسی کار برایشان جالب بود . گروه دیگر هموطنان زرتشتی بودند که از جنبه دینی به این خط و کارها توجه می کردند و دسته سوم هم هنرمندان وعلاقمندان به هنر و خوشنویسی که کار را از نظر زیبایی شناسی بررسی می کردند و آن را یک هنر ملی و سنتنی می دیدند که به شکلی نوین عرضه شد است .

 

البته از میان مخاطبان زرتشتی دو پیشنهاد دیگر نیز به من شد که یکی مجله پارسیان در یزد که از من خواستند تا برایشان این قواعد را سریال وار آموزش دهم و دیگری مجله فزانا (Fezana) مربوط به زرتشتیان امریکای شمالی بود .

 

آیا در این زمینه فعالیت های آموزشی خاصی داشته اید ؟

 

چند کلاس آموزشی دارم ولی بیشتر در زمینه خط نستعلیق است . برای دین دبیره ، با برسی دست نویس ها توانستم قواعد خوشنویسی آنها را دسته بندی کنم  و کرسی بندی حروف و زوایای قلم گذاری را پیدا کنم ولی هنوز مقدمات آموزش آن به دیگران برایم فراهم نشده است .

 

آیا خطاتان دیگری در این مقوله فعالیت می کنند ؟ علاقمندی دیگران چقدر است؟

 

اگر شخص دیگری این کار را انجام می دهد اطلاع دقیقی ندارم ولی علاقمندان زیادی را دیدم که حتی در میان زرتشتیان مایل به برپایی کلاس هایی برای یادگیری این خوشنویسی بودند . در هر صورت انتظار می رود زرتشتیان برای حفظ فرهنگ و هنر خود قدم های محکم تری بردارند و باید دانست که کار گروهی همیشه موفق تر است .

 

 

 

 

چه مشکلا تی بر سر راه آموزش این هنر وجود دارد ؟

 

نخست اینکه دین دبیره خطی نیست که زنده و در جریان کار روزمرگی مردم باشد و بدین منظور مخاطبان آن کم است . علاوه بر آن فرد قبل ازآنکه شروع به یاد گرفتن خوشنویسی نماید باید این خط را بداند و حداقل با حروف آن آشنا باشد که این خود مشکلی دیگر است و سوم اینکه خوشنویسی هنری دیر یافت است و باید سالها مشق کرد تا به نتیجه رسید و « سودی سوز آور» است و این امر معمولا موجب می شود جوانان علاقه مندی کمتری به خوشنویسی داشته باشند .

 

آیا برای شروع به یاد گرفتن این خوشنویسی باید ازقبل با خوشنویسی خط دیگری ( مثلا نستعلیق) آشنا بود ؟

 

خیر. می توان آن را از ابتدا به طور مستقل آغاز کرد و دین دبیره شبیه هیچ خطی نیست جز خودش ولی خط پلوی تاثیرات زیادی بر آن داشته است . البته به نظر من برخی چرخشهای قلم در خوشنویسی آن کمی به خط نسخ در شیوه ایرانی نزدیک است.

 

در مورد شیوه های خوشنویسی در این خط بفرمایید :

 

من با برسی هایی که انجام دادم  پی بردم که در زمینه نگارش دین دبیره شیوه های مختلفی وجود دارد که در این میان دو شیوه خوشنویسی بارزتر است . یکی شیوه فریدون مرزبان که در زمان شاه عباس زندگی می کرده ودست نویس هایی از او در ایران داریم و دیگری شیوه قدیمی تر مهربان کیخسروست که از پارسیان هند مربوط به سال 1325میلادی بوده  و نسخه های k20 وk50 را نگاشته است .

 به نظر من مهربان کیخسرو شیوه ای محکم تر و سبکی کاملا قابل آموزش در پهلوی نویسی و اوستا نویسی دارد و نشان می دهد افراد زیادی قبل از او روی تعالی این شیوه کار کرده اند و ثمره  کار به او رسیده است .

 

آیا مطالعه کتاب هایی که به دین دبیره نوشته شده جز سرگرمی شما ست و آیا هیچ وقت به فکر کتابت یک نسخه اوستا یا گاتها به خط خود افتاده اید ؟

 

از جنبه خطاطی اش بله ، چرا که من برای  پایان نامه ام مجبور شدم حدود 60 جلد دست نویس چاپ شده در ایران را  بادقت با هم مطابقت دهم و از آنها مشق بکنم.

در مورد کتابت هم در دوره دانشجویی ام حدود سالهای  82 و83 بود که آقای موبد کورش نیکنام ، نماینده کنونی زرتشتیان در مجلس ، چنین پیشنهادی به من دادند و چند جلسه ای هم آمد و رفت شد ولی ادامه نیافت . اما الآن اگر ناشری علاقمند به این کار باشد ، من اعلام آمادگی می کنم .

 

 

 

 

پیشینه خوشنویسی را در ایران از چه زمانی می دانید ؟

خوشنویسی هم جز آن دسته از هنرهای ایرانی است که قبل از اسلام هم وجود داشته و ادامه مسیری بوده که حداقل از دوره هخامنشیان آغاز شده و در عصر ساسانیان به تعالی رسید است . در دوره اسلامی موقعیت هایی پیش آمد که به دلیل بیشتر شدن امکان آموزش برای عموم مردم  ، خطاطی هم رونق بیشتری پیدا کرد.

اگربه همان کتیبه های دوره هخامنشیان نیز توجه کنیم می بینیم که خط میخی ایرانی در مقابل خط میخی های دیگری چون عیلامی ، آکدی و سومری از فرم گرافیکی زیبا تری بهره برده و سعی شده است که ابعاد و تناسب حروف آن از جنبه زیبایی شناسی حفظ شود و محصول کار چشم نواز باشد . حتی ما نمونه ای از پاپیروس ِ دست نویس ا َرشام، که یک ساتراپ ایرانی درمصر بوده ،داریم که  به خط آرامی می باشد و از نظر خوشنویسی نیز دارای ارزش است . مثلا نشان می دهد که آنها هم خط کرسی داشتند ، سطورشان را مستطیل کامل در نظر می گرفتند و ازهمه مهمتر اینکه آنها هم با قلم و مرکب می نوشتند .

 

 

 

آقای برومند درمیان آثار خوشنویسی ِ نستعلیق شما نیز می بینم که روی سرودهای زرتشتی مثل اشم وهو و پندهایی چون «راه در جهان یکی و آن هم راستی است » کار کرده اید . آیا این جملات روی شما تاثیر خاصی گذاشته است ؟

بله. من سعی کردم آن عبارتهایی را برای خوشنویسی انتخاب کنم که نه تنها برای ایرانیان بلکه برای تمام دنیا و جهانیان مفهوم و پندهای ارزشمندی داشته باشد .

 

 

فکر می کنید ارزشی که در ایران به هنر های نو وابتکاری می دهند کافی است ؟ و آیا شما از طرف قشر فرهیخته پشتیبانی شدید ؟

 

خب ایران بستر هنر است و همیشه هنر و هنر مندی جایگاه ارزشمندی در فرهنگ این سرزمین دارد . در مورد مسئولان هم باید بگویم اگر توجه آنها نبود این حرکت در همان ابتدای کار متوقف می شد ولی هنوز توجه بیشتری لازم است .

 

آخرین فعالیتی که با کمک مسولان داشتم در کنفرانس بین المللی« لوح تا لوح » بود که در این اواخر برگزار شد و نمایشگاهی را به همین خوشنویسی و سفال نویسی ها اختصاص دادند. که با سایت اینترنتی میراث فرهنگی و شبکه چهار صدا و سیما نیز گفتگوهایی در این زمینه داشتم .

 

آیا در خارج ایران روی این زمینه ها فعالیت می شود ؟ و آیا شما بدین منظور به آنجا سفر کرده اید ؟

 

پیشنهادی برای برپایی نمایشگاه به من شد. اما تا به حال سفری بدین منظور نداشته ام . بطور کلی غربی ها به هنر شرقی علاقمند هستند و در زمینه خوشنویسی نیز ،  بیشتر از سبک های دیگر به سیاه مشق های ایرانی علاقه دارند . خود من هم در سیاه مشق هایی که از دین دبیره و پهلوی کار کردم استقبال دیگران را از فضای شرقی ایجاد شده بین حروف می دیدم . اما یک نکته را نباید فراموش کرد که با وجود اینکه هنر و محصول آن مرزی ندارد ، ولی در خصوص هنرهای سنتی ما خواستگاه اصلی را باید کشور خود بدانیم . البته برای ادامه کار رنج سفر را نیز باید به جان خرید ولی باید پس اتمام کار محصولش را دوباره به کشور بازگرداند .

در اصل تا ما گذشته و فرهنگمان را نشناسیم چگونه می خواهیم با دیگر فرهنگ ها ارتباط برقرار کنیم . این وظیفه ماست که روی میراث فرهنگیمان کار کنیم و شاید اگر ما دست به کار نشویم  ، در خارج از مرزهایمان  کسانی پیدا شوند که بیایند و روی آنها تحقیق کنند ولی مطمئن باشید که وقتی به نتیجه مطلوبشان برسند پس مانده پژوهش هایشان را به ما تحویل می دهند و بسیاری را برای منافع خود بروز نمی دهند.

 

 

 

دین دبیره جز خط های بی نقطه است ، چند خط بی نقطه دیگر می شناسید ؟

 

تقریبا می توان گفت خط های ایران باستان هیچکدام نقطه ندارند و اگر مثلا در خط پهلوی نقطه هایی می بینید ، بعد ها برای ساده تر شدن خواندن حروف و باز شناسی تلفظ های مختلف یک حرف از هم ،  به آن اضافه کرده اند .

 

به نظر شما علت این دگر گونی چیست و چرا نستعلیق از پر نقطه ترین خط هاست ؟

اگر نستعلیق را اقباسی از خط عربی در نظر بگیریم ، خود خط عربی هم در ابتدا بدون نقطه بوده و قرآن های دست نویس اولیه بدون نقطه و بدون اعراب است و در گذر زمان برای راحتی در خواندن به آن نقطه اضافه شده است .

 

 

چند سئوال متفاوت :

البته نستعلیق  کاملا عربی نیست و بخشی از هویت ملی ماست و قوس ها و کشیدگی های آن کاملا روح ایرانی بودن دارد . اکنون هم عربها این را افتخار می دانند که بتوانند این نوع خوشنویسی را یاد بگیرند و به آن کتابت کنند .

 

آیا از نظر روانشناسی ، احساستان در هنگامی که دین دبیره می نویسید با زمان نوشتن خط دیگری یکسان است ؟

 

خوشنویسی چون تمام تمرکز حواس را از دنیای اطراف به دوسر قلم و میزان مرکب برداری و قواعد کار معطوف می کند  برایم یک نوع احساس آرامش خاص پدید می آورد که برایم لذت بخش است . در مورد متون اوستایی نیز جملات آرامش بخش و درمانگری  مثل مانتره های زرتشتی داریم که به نظر من زمزمه کردن آنها بسیار بهتر از روش های مدیتیشن  و ریلکسیشن ِ غربی است .

 

چطور صدای ناله قلم روی کاغذ می گذارد شما به آرامش برسید ؟

 

این صدای ناله قلم بیشتر به دلیل کم تجربگی ،  مرکب برداری نادرست و تنظیم نبودن فشار دست روی کاغذ است و از قلم کسانی که حرفه ای تر باشند شنیده نمی شود .

 

به عنوان یک هنرمند چه سبکی از موسیقی و فیلم را دوست دارید ؟ و آیا درهنر دیگری نیز فعالیت دارید ؟

 

از سبک کلاسیک و سنتی بیشتر خوشم می آید و به نظرم اینگونه آثار با روح من سازگاری بیشتری دارند . در مورد هنرهای دیگر نیز بیشتر مصرف کننده هستم و تجربه خاصی ندارم .

 

علاقه شما به آثار باستانی چقدر است و آیا از بناهای تاریخی کشورمان دیدن کرده اید ؟

 

من به میراث فرهنگی کشورم علاقه مندم و به نظرم باید گفت که هر یک از اینها ورقی از اوراق پراکنده کتاب فرهنگ وهنر ایران است و نباید از بین برود . من  به بسیاری از مکانهای باستانی سفر کرده ام و کتیبه های باستانی فارس برایم از همه جذاب تر است .

 

آقای برومند آیا به فکر آن هستید که نتیجه پژوهش های خود را به صورت کتاب عرضه کنید ؟

 

البته عمده فعالیت من همان پایان نامه ام بوده است و تعدادی مقالات پراکنده هم نوشتته ام  ولی هنوز کارهای بسیاری باید انجام دهم که تاکنون زمینه اش فرا هم نشده است .  چرا که هنرهایی که ریشه در دل تاریخ دارند را تنها با صبر و تلاش بسیار می توان بازسازی نمود .

 

نقش خانواده و همسرتان در موفقیت شما چقدر بوده است ؟

 

خب پشت سر هر مردی که ادعای موفقیت می کند یک زن موفق وجود دارد وبانوان ایرانی همیشه  در پشت صحنه بستر ساز فعالیت مردانشان هستند . من هم از همسرم که مشوق من بودند و زمینه آرامش و آسایش فکری و روحی را در خانواده برایم فراهم کردند ، واقعا تشکر می کنم .

 

 

 آقای برومند فکر می کنید فرزندتان بخواهد راه شما را ادامه دهد ؟

 

بگذارید بزرگ شود تا ببینیم به چه علاقمند است .

 

در پایان برای مخاطبان زرتشتی خود پیام خاصی دارید ؟

 

به همه هموطنان زرتشتی ام درود می فرستم چرا که در جامعه ایرانی همیشه به عنوان یکی از نمادهای راستی و درستی مطرح هستند و سایرین به دیده احترام به آنها می نگرند .  به آنها سفارش می کنم با توجه به گفتار پیامبر بزرگوارشان  اشو زرتشت ، همواره  در پی سازندگی ایران باشند  و به فعالیت بیشتری در زمینه فرهنگ و هنر خود روی آورند .

 

 

آقای برومند از شما و خانواده گرامیتان که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید تشکر می کنم و امیدوارم شاهد موفقیت های روزافزون شما در زندگی و در عرصه هنریتان باشیم .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 22:51  توسط عذرا  | 

ابزار خوشنویسی

مرکب ، دوات و لیقه

مرکب خوشنویسی مرکب مخصوصی است که برای اینکار به صورت سنتی ساخته میشود بنابراین انواع دیگری که بصورت جوهر و ... بصورت صنعتی برای خودنویس ها و مصارف دیگر ساخته میشوند برای خوشنویسی مناسب نیستند.

امروزه مرکب خوشنویسی به دو صورت جامد و مایع در بازار موجود است.

برای ساخت مرکب روشهای گوناگونی وجود دارد ولی متداول ترین آن که در بین خطاطان رایج است بدین صورت است که ابتدا مقداری دوده (برای رنگ سیاه و انواع کیاهان برای رنگهای دیگر ) رادر آب جوشیده سرد حل کرده و داخل آن زاج سفید ریخته و سپس آنرا با شعله کم میجوشانند؛ سپس آنرا آرام آرام خنک میکنند . این روش ساده ترین روش ساخت مرکب است . البته در بعضی مواقع زعفران ، پوست گردو و ... نیز کاربرد دارد.

برای استفاده بهتر از مرکب آنرا داخل دوات میریزند . دوات ظرف کوچکی است که دارای دهانه گشاد بوده و در داخل آن لیقه که الیاف ابریشم طبیعی است قرار میگیرد . مهمترین خاصیت لیقه تنظیم مقدار مرکب روی نوک قلم نی است .

 

کاغذ خوشنویسی

برای نوشتن خط میتوان روی هرنوع کاغذی نوشت بشرط آنکه جوهر روی آن پخش نشود و سطح آن صاف و نرم باشد امروزه کاغذهای گلاسه برای نوشتن مناسبند هر چند که در صورت عدم دسترسی میتوان از طریق مالیدن صابون خشک روی کاغذهای معمولی تاحدودی آنرا برای نوشتن اماده کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 9:38  توسط عذرا  | 

گونه های مختلف خوشنویسی

يک اثر خوشنويسى مى‌تواند در قالب‌ها و گونه‌‌هاى مختلفى ارائه شود. هر يک از اين قالب‌ها داراى اصول و شرايط خاصى است که بايد از سوى هنرمند رعايت شود تا نتيجهٔ صحيح به‌دست آيد. اين قالب‌ها عبارتند از:

سطر، دو سطر، سياه مشق، چليپا، کتابت، قطعه، کتيبه.

در طى ساليان اين قالب‌هاى متعدد براى ترکيب کلمات و حروف ايجاد شدند و هنرمندان، آيات قرآنى و متون ادبى

و علمى و اشعار زيبا را در اين قالب‌ها نوشته‌اند و خوشنويسان با وفادارى به اصول اين قالب‌ها آثار بديع و بسيار

زيبايى خلق کرده‌اند.

سطر‌نویسی

دو سطر‌نویسی

سیاه‌ مشق

چلیپا
کتابت

 

 

سطرنويسى

به مجموعهٔ کلمات و جمله‌هايى که روى خط کرسى قرار مى‌گيرند، سطر گفته مى‌شود. سطر ساده‌ترين قالب براى ارائه نوشته در خوشنويسى بشمار مى‌رود و از ارکان مهم آن به حساب مى‌آيد. سطر ممکن است يک جملهٔ کامل باشد يا چندين جمله را در خود جاى دهد. گاهى نيز ممکن است جملهٔ کامل هم نباشد. بنابراين تعداد سطرها در يک صفحه را، خط کرسى‌هاى موجود در آن صفحه مشخص مى‌کنند.

اصول و ضوابط کلى سطر شامل دو قسمت مهم مفردات سطر و ترکيب سطر مى‌شود. مفردات سطر اجزاى سطر

است؛ شامل حروف، کلمات و اتصالات؛ که بکارگيرى قواعد حروف و کلمات انجام مى‌گيرد.

ترکيب سطر، چگونگى قرار گرفتن حروف و کلمات در داخل سطر و نحوه ارتباط بين آنهاست؛ بطورى که سطر در زيباترين شکل خود قرار گيرد. مجموعه اجزاى يک سطر بايد در داخل سطر، بصورتى اصولى و زيبا کنار هم چيده شوند، تا سطر زيباتر بنظر آيد. در ترکيب سطر، ذوق و سليقه و ابتکار شخص در زيبايى آن نقش اساسى دارد. قواعد و اصول اوليهٔ ترکيب‌بندى سطر عبارتند از: رعايت کرسى حروف و کلمات، رعايت فاصلهٔ حروف و کلمات، کشيده‌ها و جايگاه آنها در سطر، سوار کردن حروف و کلمات، اتمام سطر.

 

خط کرسى يا خط زمينه در يک سطر براى آن‌که چشم به‌خطا نرود و حروف و کلمات در جايگاه خود قرار گيرند، بکار مى‌رود. در سطر، بايد فاصلهٔ حروف و کلمات يکسان و يکنواخت نسبت بهم نوشته شوند، تا سطر زيباتر و خواناتر شود. معمولاً فاصله بين حروف و کلمات يک سطر، به اندازهٔ يک نقطه قلم است.

معمولاً در هر سطر يک يا دو حرف به‌صورت کشيده نوشته مى‌شود. بعضى حروف الفباى فارسى در خط نستعليق مى‌توانند به‌صورت کشيده يا مدّ نوشته شوند. برخى خروف خود، قابل کشيدن نيستند؛ اما در اتصال با حروف ديگر قابل کشيدن مى‌شوند. مثل حرف غ وقتى به م متصل شود به‌صورت کلمهٔ ”غم“ قابل کشيدن خواهد شد. کشيده‌ها براى ايجاد توازن و زيبايى استفاده مى‌شوند و شکل‌هاى متنوعى به سطر مى‌بخشند. محل قرار گرفتن آنها براساس تشخيص و سليقه و تجربهٔ خوشنويس، مى‌تواند زيبايى اثر را چند برابر کند.

در قطعات خوشنويسي، بخصوص نستعليق، بعضى از حروف و کلمات از جاى اصلى خود خارج و بالاى کلمهٔ قبل از خود قرار مى‌گيرند و سوار مى‌شوند و انسجام بيشترى به سطر مى‌دهند. سوار کردن حروف و کلمات باعث ايجاد توازن بين سياهى‌ها و سفيدى‌ها در يک اثر خوشنويسى مى‌شود. البته بعضى از حروف در قواعد خوشنويسى

نبايد سوار شوند.

سطرهاى خوشنويسي، بويژه نستعليق در آخر به طرف بالا صعود دارد. يعنى يا کمى بالاتر از سطر نوشته مى‌شود يا روى کلمهٔ قبل از خود سوار مى‌شود، که به اين عمل اتمام سطر گويند.

 

دو سطرنويسى

در نوشتن دو سطر يا يک بيت، بايد قواعد سطرنويسى در هر دو سطر رعايت شود. فاصلهٔ دو سطر يا دو مصرع از هم با توجه به طول هر سطر و ارتفاع آن حدود ۱۲ تا ۱۵ نقطه است. کشيده‌ها در دو سطر نبايد زيرهم قرار گيرند؛ اما زيبايى اولويت دارد و بسته به ذوق و سليقه و ابتکار خوشنويس محل کشيده‌ها مشخص مى‌شود. دوسطرنويسى بيشتر براى نوشتن يک بيت شعر بکار مى‌رود.

 

سياه‌مشق

از ديگر قالب‌هاى خوشنويسى سياه‌مشق است. سياه‌مشق‌ها به دو گروه اصلى تقسيم مى‌شوند: سياه‌مشق‌هاى تمرينى و سياه‌مشق‌ در قالب يک قطعهٔ زيبا.

سياه‌مشق‌هاى تمرينى براى آماده شدن است خوشنويس براى اجراى يک قطعهٔ زيبا بکار مى‌رود، در اصل انگيزهٔ ايجاد سياه‌مشق همين تمرين‌ها بوده است. در سياه‌مشق‌هاى تمريني، هدف ايجاد يک قطعه نيست.

 

سياه‌مشق مى‌تواند قالبى باشد براى اجراى يک قطعهٔ زيبا. احتمالاً در قرن دهم هجرى اين کار صورت گرفته و ادامه يافته است و در قرن سيزدهم با ظهور ميرزا غلامرضا اصفهانى و ميرحسين ترک به اوج خود رسيده است. بيشترين آثار سياه‌مشق نستعليق در دوران قديم مربوط به ميرعماد بوده است، که از زيبايى و مهارت زيادى در اجرا برخوردار است. اما در حال از قرن سيزدهم به بعد قالب سياه‌مشق جايگاه خود را به عنوان يک قطعهٔ با ارزش هنرى خوشنويسى پيدا کرد.

امروزه قطعات سياه‌مشق خوشنويسان برجسته داراى ارزش بالايى است و در عرصهٔ نقاشيخط نيز از سياه‌مشق به‌عنوان دستمايه استفاده‌هاى زيادى مى‌شود.

 

چليپا
يکى از بهترين و زيباترين قالب‌هايى که براى نوشتن قطعات خوشنويسى بخصوص نستعليق استفاده مى‌شود، چليپاست؛ که از مجموع چهار سطر و يا مجموع دو قالب دو سطرى ايجاد مى‌شود. و سطرها در داخل آن به‌شکل مورب و کج قرار مى‌گيرند، که بهترين قالب براى رباعى و دوبيتى است. در اين قالب، سطرها بسيار دقيق و حساب شده در جاى خود قرار داده مى‌شوند. تقارن ميان فضاهاى پر و خالى توازن در قطعه و چليپا را ايجاد مى‌کند و آن را زيبا جلوه مى‌دهد. در هر دو سطر بايد تمام اصول و قواعد دوسطرى رعايت شود. معمولاً مقدار شيب سطرها طورى است که خط کرسى سطر اول بر نيسماز زاویه سخت راست بالا عمود باشد. انواع ديگرى از چليپا وجود دارد که تعداد بيت‌هاى شعر در آن بيش از دو بيت است. گاهى نيز قالب چليپا با قالب‌هاى ديگر مثل دو سطرى ترکيب مى‌شود که به آنها چليپاى مرکب گويند. قواعد سطر در چليپانويسى هم بکار مى‌رود. اما ترکيب کلى چليپا تعداد، طول و محل کشيده‌ها را تعيين مى‌کند. طول سطرهاى چليپا نبايد زياد کوتاه يا بلند باشد.
اندازه قلم در چليپاى معمولي، حدود ۵/۱ تا ۵/۲ ميلى‌متر است.

تنوع ترکيب در چليپانويسى بسيار زياد است؛ که بخشى از آن مربوط به انتخاب کشيده‌ها و تنظيم آنها نسبت به هم است.

کتابت
کتابت در لغت يعنى نوشتن و تحرير کردن. اما در خوشنويسى اصطلاح و قالبى است براى نوشتن کتاب. کتابت قالبى براى ارائه نوشته بصورت ريز است و بيشترين کاربرد را در کتاب‌نويسى دارد. قبل از بوجود آمدن صنعت چاپ، همه کتاب‌ها با دست نوشته مى‌شد. در انتخاب ابزار کتابت، قلم نى محکم‌تر و باريک‌تر از قطر يک مداد معمولى است. مرکب بايد از بهترين نوع باشد و دوات بار کوچک انتخاب شود.

کتابت ريز را در اصطلاح خوشنويسي، کتابت خفى و کتابت کمى درشت را کتابت جلى مى‌گويند. تمام قواعد سطرنويسى بايد در سطرهاى کتابت رعايت شود.

يکى از ويژگيظهاى کتابت خوب، يکدستى و هماهنگى در تمام صفحه است. از خوشنويسان برجسته‌اى که در گذشته کتابت را به زيبايى انجام داده‌اند، ميرزا محمدرضا کلهر و عمادالکتاب را مى‌توان نام برد. از کاتبان معاصر نيز ”استاد سيد حسين ميرخاني“ و ”استاد سيد حسن ميرخاني“ را مى‌توان نام برد. مهم‌ترين اثر کتابت استاد سيد حسين ميرخاني، قرآنى است که به خط نستعليق نوشته شده است.

امروزه از کتابت براى ايجاد و ارائه يک قطعه زيبا نيز بهره گرفته مى‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 13:34  توسط عذرا  | 

پرسش هایی درباره هنر خوشنویسی


تاملی گذرا بر آرا و نظرات گوناگون- از مخالف خوانی های تندروانه تا جانبداری های شیفته وار و جزمی- آشکار می کند هنوز که هنوز است خوشنویسی ایرانی مسئله دارد. اینجا مجال مرور ادعاهای طرفین نیست- که کم و بیش از آنها با خبریم- لیک بیان فشرده چند نکته ای بسا توجه برانگیز را لازم می بینیم.چندتایی پرسش ساده و دم دستی: ما به خوشنویسی توجه داریم. از سر دلبستگی، تعهد و “ یا این خود خوشنویسی است که توجه برانگیزانه، پی آشکارشدن را می گیرد؟ آیا تنها این صاحب نظرانند که حیرانی شان به سامان نرسیده است یا دست اندرکاران خوشنویسی نیز سرگردانند؟ آیا «هم این و هم آن» بودن خوشنویسی است که بحث ها را به جانب خاص می گستراند و همزمان راه بر جوانب دیگر تنگ می کند؟ از دیرباز تاکنون خوشنویسی به اختیار یا از سر ناگزیری مکلف به پاسداری از قلمرویی است که بر آن اتفاق نظر بوده است. ما امروزه بخش هایی از این قلمروها را با تعبیر جنبه های کاربردی می شناسیم. کتابت قرآن مجید، احادیث و روایات از یک سو و شعر، ادبیات و تاریخ، طب و... از دیگر سو، شأن احترام برانگیز این هنر را سبب ساز بوده اند.پر واضح است که یکی از افتخارات خوشنویسی و خوشنویسان تقرب و ارادتی است که به آستان قدس الهی داشته اند و به آن می بالند.سخن بر سر این است که آیا تنها خوشنویسی است که از این موهبت و فیض برخوردار است یا نه، این مایه فروتنی در او هست تا خود را کناردرکنار هنرهای دیگر ببیند.

ما حتی به ناچیزترین دارایی و سرمایه فرهنگی مان مفتخریم- خوشنویسی که جای خود دارد- و هنگام داوری و ارزیابی، اعتدال و انصاف را به آسانی از کف می نهیم و مرزهای خودستایی و... را بی باکانه در می نوردیم! پس باید پذیرفت که دغدغه تاباندن روشنایی به هنر ایرانی ای که اتکایش به « سرشت و نهاد » و جاهای خیلی دور است، کار بی دردسری نیست، اما به راستی بردن و نشاندن این هنر که سده ها دوستش داشته ایم، کوشیده ایم و همچنان به آن وصلیم، به هزارتوهای دست نیافتنی گره از کجای این مسئله- معما می گشاید؟

تاریخ گریزی و اتخاذ نگاهی که به اوج و فرودهای مقوله ها- اینجا خوشنویسی- بپردازد، هم چنان که می دانیم از آن دست خصلت ها است که در این روزگار از پرده برون شدن ها، مصرانه جان سختی می کند، تاکی؟

پیش از ادامه این سطور، می انگاریم که این رویکرد، رویکردی دیگر است از اساس مغشوش و غیر قابل دفاع، نیز فرض می کنیم نه تنها این چیزی جز خلط مبحث نیست بل ادامه ادعاها و افاضاتی است که طی این سا ل ها از سوی منتقدان و گاه معاندان خوشنویسی بارها بیان شده؛ در حالی که مبحث، مبحث دیگری است. اجازه می خواهیم بپرسیم راستی مبحث کدام مبحث است؟ بحث خوشنویسی چگونه بحثی است؟ عجالتا چند ردیه از آن سو؛ این هنری است مقدس، بی چون و چرا، و به بعض کسان- پیشاپیش- همچون ودیعه هبه شده و می شود.

- این هنری است ایرانی، واجد مشخصه هایی فرهنگی- ملی که آبشخور آن به جایی که شما، چشم شما توان دیدن آن را دارد وصل نیست، بلکه اینجا به دور دست های نهاد و سرشت و ... متصل است.

این نه تنها هنر، هنر محض که گونه ای تمنای وصل است، شکلی از دعاست و ذکر؛ بنابراین آوردنش و قاطی خرت و پرت های تاریخی کردنش عین جهالت و کوته فکری است و ناگفته پیداست پاسخ اینگونه ادعاها چندان شاق و پیچیده نیست، بهتر اما آنکه از شرکت در این گفت و شنود سر باز زنیم و فوریت اشاره به موارد زیر را گوشزد کنیم: آیا پشت این ادعاها کسی است که به پیشبرد بحث می اندیشد و دلسوزانه به آن یاری می رساند یا نه، بحث را منعقد کرده و حریف را از گردونه می راند؟

- آیا چنین بحثی، تقلیل حقیقتی- احیانا- درخورتر است و آن حقیقت بایسته تر کدام است؟ یا این پیش کشیدن منصفانه بحثی است با همه حد و حدود آن؟

اندک شمار یا چه بسیار خوشنویسان امروز از درون این گفت و شنودها که با یکدیگر دارند گرم کارند بی ادعا یا....

- سنتی نویسانی که با تلقی ویژه شان از اصالت فرهنگی این هنر، خود را پاسدار این هویت ملی و معنوی می دانند، می نویسند؛ خوب هم می نویسند و تعلق خاطر چندانی هم به نوگرایی و پیامدهای آن ندارند.

- دسته ای دیگر با لحاظ الزامات عصر ما، به خوشنویسی سنتی، الحاقاتی می افزایند برگرفته از سایر هنرهای تصویری.

- نیز گروهی که خوشنویسی ایرانی را از منظر دیداری صرف می نگرند، فارغ از دغدغه های خوشنویسانه با تفسیر و تاویلی آزادانه تر به بار کلی فرهنگی و ملی آثارشان بسنده می کنند.

- سرانجام شماری از ایشان با بینشی شهودی برآنند تا آنچنان که خود به آن باور دارند، کنه این قلمرو را درنوردیده، مستعد بالا بلند پروازهای دیگری شوند تا تعارض پایان ناپذیر ارزش های تثبیت شده سنتی خوشنویسی با دستاوردهای بصری متکثر این دوران از میان برود و فرصتی فراهم آید تا خوشنویسی با دست بازتری جوهر وجودی خویش را عیان کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 7:12  توسط عذرا  |